![]() |
![]() |
|
| انگليسي بياموزيم(شعر،مقاله،داستان،ضرب المثل، اصطلاحات و ...) |
Some Money For DaddyThe man came home from work late again, tired and irritated, to find his 5 year old son waiting for him at the door. "Daddy, may I ask you a question?" "Yeah sure son, what is it?" replied the man. "Daddy, how much money do you make an hour?" ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:25 توسط |
|
Translation of Qur'an, chapter 113:AL-FALAQ (THE DAYBREAK, DAWN)Total Verses: 5
بسم الله الرحمن الرحیم In the name of Allah, the Compassionate, the Merciful قل أعوذ برب الفلق (1) 113.001 من شرّ ما خلق (2) 113.002 و من شرّ غاسق اذا وقب (3) 113.003 و من شرّ النّفاثات فی العقد (4) 113.004 و من شرّ حاسدٍ اذا حسد (5) 113.005 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 12:14 توسط |
|
|
See God One day a 6 year old girl was sitting in a classroom. The teacher was going to explain evolution to the children. The teacher asked a little boy: TEACHER: Tommy do you see the tree outside? TOMMY: Yes
Read the rest of the story in "continue box" ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 12:27 توسط |
|
|
There is no greatness where there is no simplicity, How many are the objects of lessons, but how few |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 12:35 توسط |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 14:48 توسط |
|
|
"A lot of people didn't believe in us, but our players |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 12:59 توسط |
|
|
Don't speak ill of the dead پشت سر مرده حرف نزن He's always making excuses! هميشه عذر و بهانه مياره Don't make excuses! عذر و بهانه نيار I have a valid excuse عذرش موجه است I have a justified excuse for my absence. براي غيبتم عذر موجه دارم It's a feeble excuse! عذر بدتر از گناه است It's a painful excuse! عذر بدتر از گناه است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:10 توسط |
|
|
The cat dreams of mice. شتر در خواب بیند پنبه دانه God helps those who help themselves. از تو حرکت از خدا برکت Much coin, much care. هر که بامش بیش برفش بیشتر The pot calling the kettle black دیگ به دیگ میگه روت سیاه I'll cook your goose. آشی برات بپزم یه وجب روغن روش باشه First come, first served. آسیاب به نوبت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 13:45 توسط |
|
|
سلام دوستان خوبم
دوست عزیزم بنده ناتوان ترجمه عبارت "رازهای خوشبختی" رو خواسته بودند که البته اولا از ایشون عذر می خوام که دیر دارم جواب میدم So I'm terribly sorry for my delay. I ask for your forgiveness دوما یکی از دو ترجمه زیر می تونه جواب ایشون باشه البته ترجمه خودت هم درسته اما این ها بهترند 1- The secrets of fortune 2- Mysteries of felicity برای همه دوستان آرزوی موفقیت و خوشبختی رو دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:29 توسط |
|
|
He was driving at full speed. با سرعت تمام می راند It is miles from anywhere. جای پرتی است He died in his bed. مرگ طبیعی مرد He is blind in one eye. یک چشمش نابینا است The stars are twinkling. ستاره ها دارند چشمک میزنند I was moved by the story. این داستان منو تکون داد Make your will. وصیت خودتو بکن She winked at me. بهم چشمک زد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 12:45 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
با سلام من بحراني قصد دارم وبلاگي در مورد آموزش زبان انگلیسی بسازم كه قابل استفاده براي همه دوستان از همه سطحي در هر جاي ميهن عزيزمان ايران كه هستند باشد. به اميد اينكه بتوانم در اين راه موفق باشم. بايد بگويم كه هميشه محتاج راهنمايي و نقطه نظرات، انتقادات و پيشنهادات شما بازديدكنندگان محترم از اين وبلاگ هستم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
بیایید زبان را با علاقه بخوانیم یا حق یادداشتهای یک جنوبی تار نگاشت یک دبیر زبان زبان انگلیسی ج مثل جوانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
چیستان(riddle) Inspirig words ترجمه سوره های قرآن(Quran's Translation) Reading (خواندن) ضرب المثل (Proverb) جملات و اصطلاحات کاربردی داستان (Story) |
| پیوندها |
|
جای پای خدا نوشته های یک هنرمند جنوبی |
|
RSS
|